جایی برای پیرمردها نیست

جایی برای پیرمردها نیست نوشته:کارمک مک‌کارتی ترجمه: امیراحمدی آریا نشر چشمه-سال انتشار:1388 پیرمرد سر تکان داد. بل صندلی‌اش را جابه جا کرد وکلاهش را از سر برداشت و روی میز گذاشت. بل گفت می‌خوام یه چیزی بپرسم. بپرس. تو زندگی‌تون به خاطر کدام کار بیشتر پشیمون شدین. پیرمرد نگاهش کرد در حالی که سؤالش را سبک سنگین می‌کرد. گفت نمی‌دونم. خیلی تو...
» ادامه مطلب