شب چهارشنبه سوری رفیقم زنگ زده میگه:«کجایید؟ خونهاید؟ جایی نرید میخواهیم بیاییم قاشقزنی خونهتون».
آدمی به یاد زنده است
-
بوی پیچ امینالدوله هم کل حیاط خانه را پر کرده بود و هم مشام او را توی
اتاقی که نسیمی هر از چندگاه، پردهاش را با صدای آرامی تکان میداد. آخرین
روزهای...
۲۲ ساعت قبل