تصویر پیش از خواب دیشب را به یاد ندارم. چیزی مانند تفنگها و نشانهرفتنهای هر شب نبود. تصاویر گُنگی را به یاد میآورم. چیزی بود مثل خطری نورانی که در آسمانِ صاف و سرد زمستانی، بالای سرم میدرخشید و با پرتوهای نورانیاش ترس و هراس پخش میکرد. به شبهای ده و یازدهسالگی برگشتهبودم. زمانی که شبها قبل از خواب، ترس از میگهای بالای سرم که در حال شیرجهزدن و بمباران بودند، خود را به شکل بشقابپرندههای شناور در آسمان نشان میداد. دلهرهای به جانم افتاد و تا صبح رهایم نکرد.
ده روز پیش دوّم بهمن ۲۸مین سالگرد بمباران مدرسهامان بود
پرواز ۲۴ ساعته بدون توقف از استرالیا تا فرانسه؛ رکوردشکنی جدید ایرباس A350
در پروازهای فوقطولانی
-
چند روز پیش اخباری از دنیای هوانوردی منتشر شد که شاید برای بسیاری از ما که
تجربه پروازهای طولانی و خستهکننده را داریم، شبیه به یک کابوس یا برعکس، یک
معج...
۳ ساعت قبل