با اینا زمستون رو سر می‌کنم

3 نظر
عکس از اینجا   هادی مقدّم‌دوست در «همشهری داستان ویژه عید» روایتی دارد با عنوان “همه آن‌چه با دماغ می‌شنوی” که مجموعه‌ای است از بوهایی که مقدّم دوست با دماغ شنیده و شناخته‌است. روایت شیرینی که خواندنش هرکسی را به یاد کلکسیون خودش می‌اندازد. هر کسی برای خودش مجموعه‌ای دارد از بوهایی که یادآور لحظه‌لحظه زندگی‌اش است. همان‌طور که من...
» ادامه مطلب

لحظه

2 نظر
1) کتابهایی هستند که بعد از خواندن چندصفحه  از آنها  حسّ قشنگِ نوشتن به سراغت میآید و دوست داری بنشینی و قلم برداری و بنویسی و - یا لپتاپِت رو روشن کنی و کیبوردنوازی کنی- و عیشات را دوچندان کنی. برای من  کتابهای موراکامی مخصوصاً "از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم؟" و همچنین "پاریس جشن بیکران" و یا به قول آن پیرِ نازنین، نجف دریابندری، "پاریس عیش مدام" از آن جملهاند. 2) روزهای آخر اسفند است و زمستان در حال...
» ادامه مطلب