
وقتی از سربالایی بالا رفتم، ماشین و رانندهام را ندیدم. انگار رفتهبودند. دوروبرم را نگاه کردم. تا چشم کار میکرد مزرعه تازه درو شده، آفتاب و آسمان آبی بود. کمی جلوتر رد چرخهای ماشین را دیدم که از جاده خارج و وارد مزرعه شدهبود. رد ماشین را دنبال کردم. انتظار داشتم کمی جلوتر ادامه رد ماشین را ببینم که تا انتهای مزرعه رفته و از آن...