يه نفر پاشه بره به ليلي بگه اون كسي كه ظرفش رو نشكوندي الان يه چهارراه پايين تر داره همه اون 100 تا قرص اعصاب رو به همراه همه خوني كه تو جسم شكننده اش پيدا مي شد بالا مي آره
خلاصه کتاب دورونتین – نوشته اسماعیل کاداره» | افسانه، تعهد و مرز میان مرگ و
وفاداری
-
در جوامعی که قانون همیشه مکتوب نیست، گاهی یک قول شفاهی از هر سند رسمی
قدرتمندتر عمل میکند. قولی که نه فقط میان دو نفر، بلکه میان نسلها،
خانوادهها و حت...
۱ ساعت قبل
2 نظر:
موندم چرا ننوشتی "اون مجنونی که ظرفشو نشکستی.. " .باحال می نویسیا
سلام ..راستش با خیلی نوشته ها حال کردم خیلی نوشته ها حرف دلم بوده اما این دو سه خط ...خود خودش بود شاد باشی
ارسال یک نظر