Do you want play again?

5 نظر
صبح كه از خواب بیدار می‌شم یه منو جلوی چشمم به این مضمون ظاهر می‌شه‎: Load game new game Options Credit Quit ‎ طبق اصل کلی "امروز بهتر از دیروز" اگه بخوام امروزم مثل دیروزم‏‎ ‎نباشه باید برم سراغ ‏New Game‏. ‏ولی تو 99.99% مواقع می رم سراغ‏‎ load game ‎و طبق‎ ‎روال همیشگی بازی روزانه‌ام روشروع می‌كنم‎Option . ‎ رو هم كه قبلا تنظیم كردم....
» ادامه مطلب

سال صفر‎ ‎

4 نظر
وقتی بعد از ده پونزده سال به محله‌ای بر می‌گردی که کودکی‌هات رو اونجا پاس کردی، اولین چیزی که به نظر‌ت می‌یاد اینه که چقدر کوچه کوچیک شده. چقدر دیوارهاش به هم نزدیک شدن. جوی آبی که اون قدر بزرگ بود که نمی‌شد از روش پرید، چقدر باریک شده. چقدر حاجی محمد‌علی بقال پیر شده. هنوز هم تو همون مغازه کوچیکش نشسته که همیشه تو زمستون‌ها یه کرسی کوچیک...
» ادامه مطلب

هفت تا

2 نظر
‏« ... وقتی این ماجرا تموم بشه، ‌وقتی این داستان تکمیل بشه، اون وقت می‌بینی که داستانی ‏خواهد بود. چیزی که مردم نمی‌تونند اون رو حاشا کنند ...» وقتی مرد این حرف‌ها رو می‌زد ماشین به ‏شدت می‌لرزید. همون طور که ما می‌لرزیدیم. همه خسته بودند. کارآگاه سامرست پیر که آخرین روز ‏کاری‌اش رو می‌گذروند. کارآگاه میلز که همه ماجرا رو ندیده...
» ادامه مطلب

زیبای نخفته

3 نظر
‏- آقای اژدها. بنده یه شوالیه بدبختم که بچه‎هایم بی‌مادر هستند‎ .‎به دنبال همسری می‌گردم که از خودم و بچه‌ها ‏نگهداری کند. آقا کور بیچار‌ه‌ای که آن پایین نشسته و گدایی می‌کند نشانی اینجا را به بنده داد و گفت شما اینجا از ‏شاهزاده‌خانم طلسم‌شده‌ای محافظت می‌کنید که طلسم‌اش‎ ‎فقط با اولین بوسه عشق یه شوالیه بدبخت (درست ‏مثل من) می‌شکنه....
» ادامه مطلب