بطری‌ها

4 نظر
سالها پیش کشتی‌امان در نزدیکی ساحل این جزیره غرق شد. از بین پنجاه خدمه و ناخدا و افسر، من تنها بازمانده‌ام. تک وتنها در جزیره ای که هزاران فرسنگ از هر چهارطرف اقیانوسی پهناور آن را احاطه کرده‌است، گرفتار شده‌ام. بار کشتی هزاران بطری‌ عرق نیشکر، کاغذ، پارچه‌های ابریشمی، ادویه و گوشت نمک‌زده بود. ناخدا در بندر سنگاپور با زیبارویان هندی نرد...
» ادامه مطلب

گُم

0 نظر
دیوار شیشه‌ای اطاق خواب هم‌زمان با تابش اولین اشعه‌های نور رنگ پریده خورشید کمی لرزید و تیره شد. از آن سوی دیوار زمزمه‌ای از سروصداهای شهر٫ آرام آرام٫ بلند و بلندتر می‌شد. صدای جریان مداوم و قطع‌نشدنی هزاران هاورکرافت‌ شخصی که می‌رفتند تا در ترافیک صبح‌گاهی گرفتار شوند٫ غرش هلی‌بادهای پلیس که در جستجوی جنایتکارها، و متجاوزها و سارقان بودند...
» ادامه مطلب