مرّیخی بدبخت من

0 نظر
يه سفينه كنار اتوبان زنجان – قزوين (مابين سلطانيه و صايين قلعه) فروداضطراری كرده بود. يک موجود بيگانه قد بلند مؤنث يه گالن خالي برای حمل اورانيم 238 گرفته بود دستش و برای هر ماشينی كه از كنارش رد می‌شد دست تكون می‌داد. هیچ کس نگه‌نداشت. ما هم نگه ‌نداشتیم. چون هیچ‌کس اورانیم 238  نداشت. پست‌های کمی تا قسمتی مرتبط می‌دونم که اونجایی: مثبت؟ آموزش آشپزي- پيشنهاد بي شرمانه روزنامه همشهري ورطه >> راهنمای نوشتن در بلاگستان...
» ادامه مطلب