يه سفينه كنار اتوبان زنجان – قزوين (مابين سلطانيه و صايين قلعه) فروداضطراری كرده بود. يک موجود بيگانه قد بلند مؤنث يه گالن خالي برای حمل اورانيم 238 گرفته بود دستش و برای هر ماشينی كه از كنارش رد میشد دست تكون میداد. هیچ کس نگهنداشت. ما هم نگه نداشتیم. چون هیچکس اورانیم 238 نداشت.
پستهای کمی تا قسمتی مرتبط میدونم که اونجایی: مثبت؟
آموزش آشپزي- پيشنهاد بي شرمانه روزنامه همشهري
ورطه >> راهنمای نوشتن در بلاگستان...
۱۵ حقیقت طلایی درباره خروج از زندگی فقط برای بقا و معنادار کردن آن
-
شاید برای شما هم پیش آمده که بعد از یک روز پرمشغله، وقتی همه کارها را انجام
دادهاید و حتی سرگرمکنندهترین فیلمها را دیدهاید، باز هم احساس پوچی کرده
ب...
۲ ساعت قبل