يه سفينه كنار اتوبان زنجان – قزوين (مابين سلطانيه و صايين قلعه) فروداضطراری كرده بود. يک موجود بيگانه قد بلند مؤنث يه گالن خالي برای حمل اورانيم 238 گرفته بود دستش و برای هر ماشينی كه از كنارش رد میشد دست تكون میداد. هیچ کس نگهنداشت. ما هم نگه نداشتیم. چون هیچکس اورانیم 238 نداشت.
آدمی به یاد زنده است
-
بوی پیچ امینالدوله هم کل حیاط خانه را پر کرده بود و هم مشام او را توی
اتاقی که نسیمی هر از چندگاه، پردهاش را با صدای آرامی تکان میداد. آخرین
روزهای...
۲۱ ساعت قبل
0 نظر:
ارسال یک نظر