زمانی میرسد که احساس میکنی دیگر هیچ چیز نمیتواند آرامات کند. هیچِ هیچ هم که نه. شاید وقتی توانستی کمی، و فقط کمی، به خودت مسلّط شوی و چشمهایت کمی واضحتر دیدند، میبینی در واقع لیست بلند چیزهایی که میتوانستند آرامات کنند کوتاه و کوتاهتر شدهاند. میبینی از آن زبانههای شعلهوری که زمانی گرمات میکردند تنها بارقههایی ماندهاند که در تاریکی سوسو میزنند. چیزهایی خُرد و ریز که از هیچ بهترند و میتوانی به آنها بیاویزی...
۱۵ حقیقت طلایی درباره خروج از زندگی فقط برای بقا و معنادار کردن آن
-
شاید برای شما هم پیش آمده که بعد از یک روز پرمشغله، وقتی همه کارها را انجام
دادهاید و حتی سرگرمکنندهترین فیلمها را دیدهاید، باز هم احساس پوچی کرده
ب...
۳ ساعت قبل