سالها پیش در کهکشانی بسیار بسیار دور، عصر یکی از روزهای آخر شهریورِ بود که بابا دست من و لیلا را گرفت و به کتابفروشی رستمخانی در سبزهمیدان برد تا برای لیلا دفتر و مداد و پاک کن و... بخرد. روزگارمان خوش بود. دنیا به همان کوچکی زنجان بود و سبزهمیدان مرکز دنیا. سبزهمیدان، میدان خرّمی بود با درختها و کلاغها و نیمکتهای سبز و حوضی در وسطش که چند فرشته کوچولو، دور تا دورش، نشستهبودند و جیش میکردند روی سطح موّاج آب. در کتابفروشی...
۱۲ مهارت ضروری زندگی که همیشه به شما سود میدهند + معرفی کتاب
-
در دنیایی که هر روز تکنولوژیها عوض میشوند، مشاغل از بین میروند و رقابت
شدیدتر میشود، چیزی هست که هیچوقت ارزش خودش را از دست نمیدهد: مهارتهای
انسان...
۱ ساعت قبل