تصویر پیش از خواب دیشب را به یاد ندارم. چیزی مانند تفنگها و نشانهرفتنهای هر شب نبود. تصاویر گُنگی را به یاد میآورم. چیزی بود مثل خطری نورانی که در آسمانِ صاف و سرد زمستانی، بالای سرم میدرخشید و با پرتوهای نورانیاش ترس و هراس پخش میکرد. به شبهای ده و یازدهسالگی برگشتهبودم. زمانی که شبها قبل از خواب، ترس از میگهای بالای سرم که در حال شیرجهزدن و بمباران بودند، خود را به شکل بشقابپرندههای شناور در آسمان نشان میداد. دلهرهای به جانم افتاد و تا صبح رهایم نکرد.
ده روز پیش دوّم بهمن ۲۸مین سالگرد بمباران مدرسهامان بود
آیا بیوپسی مایع میتواند میزان پاسخ سرطان پستان به درمان را زودتر پیشبینی
کند؟
-
لحظهای را تصور کنید که بیمار و پزشک، هفتهها منتظر میمانند تا مشخص شود یک
درمان واقعاً اثر کرده یا نه. این انتظار، هم از نظر روانی فرساینده است و هم
می...
۱۳ ساعت قبل
0 نظر:
ارسال یک نظر