صبحانه خوبی خوردهبودم. با اینکه مسواک زدهبودم طعم خوش قهوهترکی که نوشیدهبودم مثل مه صبحگاهی در دهان و مشامم شناور بود. سوار بر دوچرخه میرفتم تا اولین روز کاری سال نو را آغاز کنم. هوا کمی سرد بود. کسی در محوطه مجتمع دیدهنمیشد. از محوطه خارج شدم. همه جا خلوت بود. یک صبح کلاسیک نیمه تعطیل وسط عید. کمی جلوتر هوای سردی که از یقه باز پلورم وارد یقهام میشد و مورمورم میکرد باعث نگرانی شد. جلوی مجتمع شقایق ایستادم...
۱۲ مهارت ضروری زندگی که همیشه به شما سود میدهند + معرفی کتاب
-
در دنیایی که هر روز تکنولوژیها عوض میشوند، مشاغل از بین میروند و رقابت
شدیدتر میشود، چیزی هست که هیچوقت ارزش خودش را از دست نمیدهد: مهارتهای
انسان...
۲ ساعت قبل