یه بار سر فال گرفتن با یه بنده خدایی بحثم شد.من معتقد بودم با هر کتابی می شه فال گرفت ولی اون قبول نمی کرد. خواستم یه امتحانی کرده باشم. کتاب صخره یقین در اقیانوس شک [ مجموعه اشعار راجرواترز ] دم دست بود . برداشتم و یه فال گرفتم براش . این شعر اومد :
میمون روی کپه سنگ نشست
و به استخوان شکسته توی دستش خیره ماند
و نوای موسیقی کوارتت
همه جای زمین را پر کرد
میمون به ستاره ها نگاه کرد ...
ناگفته نماند بنده خدا دانشجوی دکترای فیزیک با گرایش نجوم بود که خیلی دوست داشت شبها موقع رصد کردن ستاره ها به موسیقی کلاسیک گوش کنه.آقا ( یا خانم) اونقدر خجالت کشیدم که نگو .
حالا خوب شد کتاب مزرعه حیوانات دم دستت نبوده.
تایپ ده انگشتی؛ اولین سواد دیجیتال و میراثی که سرعت کدنویسی را دگرگون کرد
-
در دنیای امروز که هوش مصنوعی و فرمانهای صوتی به تیتر اول اخبار تکنولوژی
تبدیل شدهاند، شاید صحبت از فشردن کلیدهای پلاستیکی کمی قدیمی به نظر برسد.
اما حق...
۴ ساعت قبل
0 نظر:
ارسال یک نظر