اين كه رفيق آدم برگرده بگه تو داري حسودي من رو مي كني ، يه خوبي داره ، يه بدي.بدي اون به اينه كه آدم مي فهمه همه اين ده، پونزده سال رو تو حق رفيق اش رفاقت نكرده ، بلكه حسادت كرده . يه خوبي هم داره اين كه ....چي داشتم مي گفتم؟...يادم رفت .... نمي دونم چرا تازگيها دچار فراموشي شدم و همه چيز زود ازيادم مي ره ...يه لحظه اجازه بدين... شايد يادم اومد .... اي بابا.... به كل يادم رفت چي داشتم مي گفتم...
خدا هم شما رو ، هم اون رفيق ات رو از اين بيماري فراموشي نجات بده .آمين!
خلاصه کتاب دورونتین – نوشته اسماعیل کاداره» | افسانه، تعهد و مرز میان مرگ و
وفاداری
-
در جوامعی که قانون همیشه مکتوب نیست، گاهی یک قول شفاهی از هر سند رسمی
قدرتمندتر عمل میکند. قولی که نه فقط میان دو نفر، بلکه میان نسلها،
خانوادهها و حت...
۱ ساعت قبل
0 نظر:
ارسال یک نظر