شكلات تلخ

0 نظر
مزه شکلات سمی‌که در حال جویدن‌اش بود، زیاد هم تلخ نبود. مزه‎ ‎تلخ سم تقریباً در شیرینی شکلات محو ‏شده‌بود. با هر بار جویدن شکلات، مزه و بوی کاکائو در‎ ‎تمام وجودش پخش می‌شد و اورا به‌شدت به یاد بوی توتون پیپ ‏پدر‌بزرگ‌اش می‌انداخت و هوس‎ ‎کشیدن پیپ را در جان‌اش می‌دواند. نگاهی به ساعت انداخت. آن‌طور که دوست‌اش ‏گفته بود سم‎ ‎در عرض یک ساعت عمل می‌کرد و او تقریبا ۵۰ دقیقه دیگر فرصت داشت. کمی‌فکر کرد. از‎ ‎جای‌اش بلند ‏شد و لباس‌هایش...
» ادامه مطلب

بوي عيد

0 نظر
سال نو رو به همگي شما تبريك مي گم. اميدوارم سال نو ، ‌سال خوبي براتون باشه...
» ادامه مطلب

گمشده

0 نظر
وقتی مرد طناب را به سختی بالا کشید، ‌در گرگ و‎ ‎میش صبحگاهی، در دهانه چاه، پیرمرد چروکیده‌ای را دید که ‏با ناتوانی‎ ‎تمام به سطل آب آویزان بود و با زبان عبری از مرد سراغ کاروانی را می‌گرفت که قرار‎ ‎بود اورا به نزد پدرش ‏یعقوب پیامبر ببرد.‏‎ ‎ کاروانی که به نظر می‌رسید هیچ وقت نخواهد آم...
» ادامه مطلب

افشاگريها و وبلاگها

0 نظر
ابتداي سند :« اين سند بسيار مهم در روز اسناد ملي ، 17 ارديبهشت سال 1382 يعني دقيقا 309 روز پيش يا به عبارتي 7642 ساعت و پنجاه دقيقه پيش در محل كار اينجانبان يوسف عين ،‌ مسعود چ ، اصغر شين و عليرضا ميم (‌صاحاب اين وبلاگ هوو زده ) تنظيم شد و قرار شد اگر اين آقا (‌صاحاب PK ، از ولايات واقع در ضلع شمالي كوههاي البرز ،‌ محدوده جنوبي درياچه خزر...
» ادامه مطلب

سر كوه بلند...

0 نظر
پيرزن كولي به كف دست مرد نگاه كرد . از وراي خطوط درهم و برهم آن نشاني كوه بلند دوردستي را ديد كه فرشته اي در آنجا منتظرش است . فرشته اي سياهپوش كه بي صبرانه منتظر رسيدن مرد بود تا با داس بلندش جان او را بستاند...
» ادامه مطلب