BMW vs GM
عالم تبلیغات میدانی است مثل میدان جنگ و در آن حلوا خیرات نمیکنند. نبرد خونینی در جریان است و هدف آن فروش بیشتر خدماتیست که کمپانیها ارائه میکنند و نشان دادن برتری جنسی که “ما تولید میکنیم” و پایین بودن کیفیت جنسی که “آن ها تولید می کنند”. محور اغلب محتوی تبلیغاتی نیز که در این زمینه تولید میشوند بر نازل بودن کیفیت جنس و یا خدمتی است که کمپانی رقیب ارائه میکند. یکی از مثالها در این زمینه نبرد بین دو غول صنعت نوشیدنیهای گازدار کوکاکولا و پپسی است که میلیاردها دلار برای ضایع کردن حریف مقابلشون خرج کردهاند و هیچکدام هم کوتاه نمیآیند. در این میان نبرد میان دو غول ماشینسازی کمپانی GM آمریکایی و کمپانی BMW آلمانی به پرده سینماها نیز کشیدهشده است. کمپانی BMW با همراهی کمپانی Anonymous Content و RSA و … فیلمهای کوتاه تبلیغاتی میسازد. معروفترین محصول تولیدی آنها هشت فیلم کوتاه داستانی است که در قالب یک فیلم بلند با نام the hire با کارگردانی 8 کارگردان معروف سینما از قبیل جان فرانکنهایمر، گای ریچی، جان وو، و… با بازی مشترک کلایو اوون در نقش راننده تولید شدهاند. همچنین این کمپانی توانست تهیهکننگان فیلم های جیمزباند را متقاعد کند تا به جای ماشین آستین مارتین که خودروی سنّتی جیمزباند بود، اگر درست به یادم بیاید، در سه فیلم جیمز باندی از BMW استفاده کنند. کمپانی GM نیز اسپانسر اغلب فیلمهای پرفروش هالیوودی بوده در ازای آن تا میتوانسته در دربوداغان کردن ماشینهای BMW در این فیلمها توسط ماشینهای کادیلاک کوتاهی نمیکند. فیلمهایی از قبیل bad boys II, the island, transformers و the matrix reloaded از انواع مدلهای خودروهای تولیدی این کمپانی بهره جستهاند. در فیلم The matrix reloaded کمپانی GMنزدیک به 300 خودرو در اختیار کارگردانان این فیلم قرار داد. در واقع کلّیه خودروهایی که در بزرگراه اختصاصی، که فقط برای این فیلم ساختهشد، در حال تردد هستند ساخت این کمپانی هستند. چند نمونه زیر تنها قسمتی از تبلیغات منفی GM بر علیه BMW در فیلمهای بی شمار هالیوودی است. (در واقع نمونههاییست که من به یاد میآورم. اگر نمونههای نیز شما سراغ دارید برایم در کامنتها بنویسید تا به این لیست اضافه کنم):
1- Body of lies: فریس وارد امّان شدهاست. نمای درشتی از یک ماشین BMW که فریس را به هتل میبرد دیده میشود. صدای فریس روی صحنه شنیده میشود که: «این ماشین یه تیکّه گهه!. بهتر از این نبود که برام بفرستند؟»
2- transformers: جنگ بین رباتها به شهر کشیدهشدهاست. در صحنهای که یکی از رباتهای بد تبدیل به تانک شدهاست و در حال کوبیدن و خرد کردن ماشینهایی است که کنار خیابان پارک شدهاند؛ نمای واضحی از یک BMW به نمایش درمیآید که مثل کدوی گندیده به راحتی زیر زنجیرهای تانک له میشود.
3- The matrix reloaded: ترینیتی و مورفیوس بعد از به دست آوردن کلیدساز سوار بر یک کادیلاک در حال فرار از دست دوقلوها هستند که تصادفن آنها هم سوار بر یک وانت کادیلاک چغر! به دنبالشان هستند. در اوایل سکانس که ترینیتی به سرعت از خیابان فرعی به خیابان اصلی میجرخد. کادیلاک دوقلوها نیز به دنبال آنها و حین ورود به خیابان اصلی به طور آشکاری به پشت یک BMW میکوبد و به راحتی آن را به دو نیم میکند. لازم به توضیح نیست که به کادیلاک متخلف آسیبی نرسیده و به راحتی به تعقیب خود ادامه میدهد.
هنگام جستجو برای یافتن نمونههای بیشتری از این موارد به این سایت جالب برخوردم که در آن میتوانید ببینید که فلان مدل از فلان ماشین در کدام صحنه از فلان فیلم و یا سریال تلویزیونی بازی کردهاست. در این صفحه میتوانید انواع و اقسام مدلهای ماشین BMW را ببینید و در این صفحه انواع مدلهای ساختهشده توسط GM که در فیلمهای مختلف ظاهر شدهاند.
در همین زمینه:
وقتی که مجلّه فیلم مارج سیمپسون را سانسور میکند
نوار ویدیویی
ترانه videotape در قالب آلبوم In Rainbows (هفتمین آلبوم استودیویی Radiohead) در 10 اکتبر 2007، تقریبا یکسال پیش، منتشر شد. Radiohead بعد از اتمام قراردادشان با کمپانی EMI این آلبوم را در سایت خودشان برای دانلود قرار دادند. علاقمندان میتوانستند به هر قیمتی که دوست دارند، حتّی رایگان، آن را بخرند. در روز اوّل قراردادن آلبوم در سایت 2/1 میلیون نسخه از آن دانلود شد. با وجود اینکه آلبوم را به صورت تقریباً رایگان عرضه کردهبودند ولی به همّت علاقمندان بیشمارشان فروش کلّی این آلبوم خوب بود. کمی بعد در دسامبر همان سال بستهای مشتمل بر سی دی آلبوم به همراه عکس هایی از مراحل ضبط ترانهها در استودیو به همراه کتابی که شامل طرحهای اجرا شده توسط اعضای گروه بود؛ منتشر شد. این آلبوم یکی از موفقترین آلبومهای گروه بعد از آلبوم Kid A بوده که در اکثر کشورهای جهان رتبه اوّل پرفروشترینهای موسیقی را کسب کرد.
داستان شخصی که قبل از مرگ(خیلی وسوسه مي شوم که بگویم خودکشی) با ضبط کردن آخرین حرفهایش بر روی نوارویدیویی قصد خداحافظی دارد.
| نوارویدیویی | Videotape |
Angie
کمی درباره گروه:
گروه The Rolling Stones در سال 1962 توسط Brian Jones و Ian Stewar پیانیست و Mick Jagger خواننده و Keith Richards نوازنده گیتار تشکیل شد. گفتنیها در مورد این گروه بسیار زیاد و خارج از حوصله این صفحه میباشند. فقط این را باید بگویم که در عرض این 46 سال بیش از 22 آلبوم استودیویی منتشر کرده اند و 220 میلیون نسخه از کارهایشان بطور قانونی در کل دنیا به فروش رفتهاست. در سال 1989 نام آنها وارد تالار افتخارات راک اندرول شد و در سال 2004 از طرف مجلّه Rolling Stone رتبه چهارم را در لیست 100 هنرمند برتر همه دورانها کسب کردند. لامصّبها (بزنم به تخته) بعد از 46 سال هنوز هم مثل جوانهای بیست و خوردهای سال کنسرت دور دنیا برگزار میکنند وکیف میکنند و طعنه میزنند به دنیا و پیری و کهنسالی.
کمی درباره ترانه:
ترانه "Angie" به همراه آلبوم Goats Head Soup در سال 1973 منتشر شد. این ترانه که در نوامبر و دسامبر 1972 ضبط شد توسط Keith Richards نوشته شدهاست. ابهاماتی که در مورد این ترانه وجود دارند هیچوقت آشکار نشدند. به روایتی این ترانه را خود میکجگر در مورد روابطی که با همسر دیویدبووی به نام Angela داشت نوشته است. موضوعی که توسط میک جگر رد شد. کیث ریچارد گفته که تقریبن یک سال قبل از اینکه کار روی آلبوم رو شروع کنند روی نام و ملودی ترانه کار میکردهاست. همزمان با تولّد دخترش به نام Angela، او نام ترانه را Angie انتخاب کرده بود. ترانه بسیار محبوب است و تقریبن از سال 1981 در همه تورهای رولینگاستونز اجرا شدهاست. این ترانه توسط خوانندگان زیادی دوبارهخوانی شدهاست که معروفترین آنها عبارتند از Stereophonics و Tori Amos.
ترجمه دست و پا و سر و بینی و فک شکسته و گلو جویده از ترانه:
| انجی انجی ، انجی، کی این ابرها کنار میرند؟ بدون عشقی در قلبمون و بدون پولی در جیبمون انجی، انجی تا کجا میتونیم بریم؟ نمیتونی بگی که خوشنود بودیم امّا انجی، انجی نمیتونی بگی که تلاشی نکردیم انجی، تو زیبایی، امّا وقتش نرسیده که خداحافظی کنیم؟ انجی، هنوز دوستت دارم، یادت میآد شبهایی رو که با هم گریه کردهایم؟ رویاهایی که ما رو پیش هم نگهمیداشتن، دود شد و رفت هوا بزار تو گوشت زمزمه کنم انجی، انجی تا کجا میتونیم بریم؟ انجی، اشک نزیر، همه بوسههات هنوز شیریناند. از اون غم تو چشمهات متنفرم. امّا وقتش نرسیده که خداحافظی کنیم؟ بدون عشقی در قلبمون و بدون پولی در جیبمون نمیتونی بگی که خوشنود بودیم. امّا انجی، هنوز دوستت دارم، دلبندم. به هر طرف که نگاه میکنم چشمهات رو میبینم. هیچ زنی نمیتونه جای تو رو بگیره. بجنب عزیزم، چشمهات رو خشک کن. انجی، زندهبودن خوب نیست؟ انجی، انجی، اونها نمیتونن بگن که ما تلاشی نکردیم. | Angie Angie, Angie, when will those clouds all disappear? Angie, Angie, where will it lead us from here? With no loving in our souls and no money in our coats You can't say we're satisfied But Angie, Angie, you can't say we never tried Angie, you're beautiful, but ain't it time we said good-bye? Angie, I still love you, remember all those nights we cried? All the dreams we held so close seemed to all go up in smoke Let me whisper in your ear: Angie, Angie, where will it lead us from here? Oh, Angie, don't you weep, all your kisses still taste sweet I hate that sadness in your eyes But Angie, Angie, ain't it time we said good-bye? With no loving in our souls and no money in our coats You can't say we're satisfied But Angie, I still love you, baby Ev'rywhere I look I see your eyes There ain't a woman that comes close to you Come on Baby, dry your eyes But Angie, Angie, ain't it good to be alive? Angie, Angie, they can't say we never tried |
بقیه را فراموش کن
کمی درباره LinkinPark:
LinkinPark گروه راک امریکایی است که در سال 1996 تشکیل شد. اعضای گروه عبارتند از Chester Bennington، Rob Bourdon ، Brad Delson ، Dave"Phoenix" Farrell ، Joe Hahn ، MikeShinoda . بیش از 50 میلیون نسخه از آلبومهای آنها در دنیا فروختهشده و دو جایزه گرمی دریافت کردند. با آلبوم Hybrid Theory وارد جریان اصلی موسیقی شدند. آلبوم بعدی انها به نام Meteora باعث روند رو به رشد موفقیتهای گروه شد و در بالای لیست دویست آلبوم پرفروش سال 2003 قرار گرفت.
کمی درباره ترانه:
LeaveOut All the Rest " ، "فراموش کن بقیه را" و یا "از قلم بیانداز باقی را" سومین ترانه از سومین آلبوم استودیوی گروه راک آمریکایی Linkin Park به نام Minutes to Midnight میباشد. اعضای گروه همزمان با نوشتن شعر ترانه نامهایی دیگری از قبیل (هراس) و "When My Time Comes" (وقتی که زمانم به سر رسد) در نظر داشتند که در انتها بر روی نام فعلی ترانه توافق کردند. ترانه شامل اعترافاتی است که خواننده احتمالن برای یک دوست و یا محبوب برای رسیدن به رستگاری انجام میدهد. شعر از شخصی میگوید که در گذشته انتخابهای ناچیزی داشته و اشتباهاتی کرده و به خاطر آنهاست که از مجازات میترسد. همچنین اشارهای دارد به اختلافهای میان دو شخص که قاعدتن نباید مهم باشند. خواننده دوست دارد که بعد از مرگش و یا ترک کردن خانه به عنوان انسانی خوب در یادها بماند.
ترجمه دست و پا و سر شکسته از ترانه:
| خواب دیدم که گم شدهبودم و خیلی ترسیده بودی. | I dreamed I was missing, you were so scared But no one would listen, 'cause no one else cared after my dreaming, I woke with this fear what am I leaving when I'm done here? So if you're asking me, I want you to know When my time comes, forget the wrong that I've done Help me leave behind some reasons to be missed Don't resent me, and when you're feeling empty Keep me in your memory, leave out all the rest Leave out all the rest, don't be afraid I've taken my beating, I've shared what I made I'm strong on the surface, not all the way through I've never been perfect, but neither have you So if you're asking me, I want you to know When my time comes, forget the wrong that I've done Help me leave behind some reasons to be missed Don't resent me, and when you're feeling empty Keep me in your memory, leave out all the rest Leave out all the rest Forgetting all the hurt inside you've learned to hide so well Pretending someone else can come and save me from myself I can't be who you are When my time comes, forget the wrong that I've done Help me leave behind some reasons to be missed Don't resent me, and when you're feeling empty Keep me in your memory, leave out all the rest Leave out all the rest Forgetting all the hurt inside you've learned to hide so well Pretending someone else can come and save me from myself I can't be who you are I can't be who you are |
کسی خانه نیست
ترم اول دانشگاه بودم. همزمان با درس خواندن در یک شركت تولیدكننده بوش و قطعات پودری كار میكردم. موقع ظهر، وقت نهار، زمانی كه صدای گوشخراش ماشینآلات برای مدّتی خفه میشد؛ صدای آهنگی از دفتر شرکت به گوشمان میرسید که مهندس در حال گوشدادنش بود و هراز چندگاهی با خواننده همراهی میکرد. نمیدانستم اسم آهنگ چیست. هر روز میتوانستم فقط به قسمتی از آن گوش دهم. میدانستم این آهنگهایی که هر روز قطرهای از آنها به گوشمان میرسید متعلق به یک آلبوم هستند. حسن که دفتر مهندس را تمیز میکرد بهم گفتهبود که در ضبطصوت مهندس فقط یک نوار مشکی هست. عاشق آهنگ شدهبودم. ازش سر در میآوردم؟ نه. دروغ چرا؟ حتی نمیدانستم زبان آهنگ انگلیسیست یا آلمانی! فقط دوست داشتم بتوانم به دست بیارم و به آن گوش دهم. نمیدانم چرا. فقط دوستش داشتم. از اخلاق سگی مهندس میترسیدم و نمیتوانستم ازش خواهش کنم تا آن را به من امانت دهد. ولی یه بار دل به دریا زدم و از سرکارگرمان خواهش کردم که از مهندس نوار را برایم بگیرد. ولی نامرد نداد. روزی كه میخواستم از شركت تسویه كنم و بروم از مهندس اسم آهنگ را پرسیدم. در این یك مورد نامردی نكرد. اسماش رو گفت. آلبوم دیوار از گروه پینك فلوید. باورم نمیشد. همان پینکفلوید "نیمه تاریک ماه”؟ همان پینکفلوید خودم؟ شوق و ذوقم بیشتر شد. نمیخواهم بگویم که با چه بدبختی یک كپی درب و داغان ازش پیدا كردم که به قول سبیل در فیلم ایرما خوشگله "آن خودش داستان دیگهایست". یه كپی هم از نادر گرفتم. "دکتر نادر فلون" را که یادتان هست؟ كپی كه از نادر گرفتم كیفیت بهتری داشت و روی نوار کروم گلداستار ضبط شده بود. (یاد نوارهای کروم و متال مکسل و گلدستار به خیر) . منتها از آنجایی كه زمان كل آلبوم یه چیزی حدود هشتاد و یک دقیقه و نه ثانیهست، كسی كه نوار را ضبط كردهبود بعد از این كه دوطرف نوار رو پركردهبود روی اول نوار را هم به مدت چند دقیقه پر كردهبود! آخرین آهنگ آلبوم را هم زحمت کشیده و ضبط نكردهبود! منظورم آهنگ Outside the Wall است. وسطها هم هر جا که عشقاش كشیدهبود فرآیند ضبطکردن را متوقف کرده و shit زدهبود به هیکل آلبوم و خلاصه یک گلچین جمع و جور شلخته و ناقص از آلبوم برای خودش در آورده بود! (بعدها فهمیدم حتی آهنگ اول از آلبوم Hitch Hiking را كه راجر واترز با كمك اریك كلاپتون ساخته بود بین دو آهنگ “Goodbye Blue Sky" و "Empty Spaces " ضبط كرده بود! تصمیم گرفتم دو نوار را روی هم مونتاژ كنم و یه كپی كامل از آلبوم در بیاورم. كار سختی بود. در واقع مرجعی برای اینکه بدانم آلبوم با کدام آهنگ آغاز و با کدام آهنگ به اتمام میرسد نداشتم. آن زمان هم به اینترنت دسترسی نداشتم. (سال 73 اینترنتم کجا بود؟) كسی را هم سراغ نداشتم که این کاره باشد و کمکم کند. خودم به تنهایی دست به کار شدم. چند بار به دو کاست گوش دادم. پیش خودم فکر کردم به احتمال زیاد آهنگ اول همان آهنگ Comfortably Numb باید باشد كه با Hello آغاز میشود!!! شروع كردم. یک تكه بیكیفیت از این کاست، یه تكه با كیفیت از کاست دیگر و همینطور رفتم جلو. مشكل یكی دوتا نبود. هر دونوار هم دو تا از آهنگها را به صورت ناقص داشتند. آهنگ Hey You و آهنگ آخر آلبوم "Outside the Wall". با مصیبتهای زیادی یک کاست از دل آن دو کشیدم بیرون و آلبوم را تكمیل كردم .یک معجون عجیب و غریب به همان غرابت و پیچیدگی خود آلبوم اصلی. یک آهنگ با خشخش و ریتم تند و صدای زیر و یک آهنگ با كیفیت قابل قبول. ولی لذّت عمیقی میبردم از گوش دادن به آن. آلبومی كه ساختهبودم منحصربفرد بود و فقط برای خودم بود. هیچكس در دنیا چنین آلبومی نداشت. حتّی خود راجرواترز هم نداشت! اگر بگویم که هر دو سه روز یکبار هر شب بطور كامل به آن گوش میدادم، دروغ نگفتم. یكی دو سالی با آن حال كردم. یک روز با تقی میرترابی كه دانشجوی مركز تحصیلات تكمیلی گاوازنگ بود رفتیم سایت مركز و از اینترنت متن كامل شعرهای آلبوم را پیدا کردیم. كمی بعد شهاب mp3 همه آلبومهای پینكفلوید را برایم هدیه آورد. دیگر از خدا چه میتوانستم بخواهم؟ آن زمان بود كه ترتیب كامل آهنگها و معنی شعرها و حتّی اسم كامل آلبوم را فهمیدم .آجر دیگری در دیوار. ولی هنوز لذت گوش دادن به نوار خودم باقی ماندهبود. هنوز هم ساعتی را كه برای اولین بار و بطور كامل و درست آلبوم را به تنهایی در سایت كامپیوتر دانشگاه گوش دادم فراموش نكردهام. حالی كردم اساسی. برایم زیاد گران تمام نشد. فقط یه جلسه كلاس كوانتوم 1 كهندل را از دست دادم. (یک جلسه دیگر را به علّت اینکه سر تماشای کلیپ November rain گروه guns-n-roses از شبکه Mtv آسیا؛ از سرویس دانشگاه جا ماندم، از دست دادم و این عوامل دست به دست هم دادند و به همراه کمی مخلفات دیگر باعث افتادن از درس کوانتم یک شدند). بعد از آن هزار بار دیگر آلبوم كامل را گوش دادم. ولی اگه بگویم هنوز هم به من لذت گوش دادن به کاست خودم را نمیدهد دروغ نگفتهام. شوربختانه آن کاست را هم گم كردم. تقریبا همان زمانی كه مجموعه كامل آلبومهای پینگ فلوید را هدیه گرفتم. مثل اینكه طاقت تحمل یک هوو را کنار خود نداشت و خودش خودش را گم و گور کرد. نمیدانم آن کاست چه جذابیتی داشت كه اینقدر من را مسحور خودش كردهبود. شاید جذابیّت آن ناشی از حسرت و زحمتی بود که به پایش ریختهبودم. حسرتی که در فضای بسته آن سالها، فضایی که به دور از روزنه اینترنت قادر به تماشای بیرون نبودیم با ما رشد کرده و جزئی از وجود ما شده بود.
دفتر سیاهرنگی دارم که شعرهایم در آن است
ساکی دارم که مسواک و شانه ام در آن است وقتی سگ خوبی باشم برایم استخوانی پرت میکنند کش هایی دارم که کفشهایم را محکم نگهمیدارد یک بلوز آستین پٌفی دارم سیزده کانال تلویزیونی کثافت دارم که آنها را نگاه میکنم چراغ برق دارم و چشم باطن و میدانم که وقتی به تو زنگ میزنم هیچکس خانه نیست بی انکه بخواهم تیپ موی هندریکسی دارم و سوختگیهای ریز اجتناب ناپذیر بر سر تا پای پیراهن اطلس دوستداشتنیام روی انگشتهایم لکههای نیکوتین دارم و یک قاشق نقرهای بسته به زنجیر و یک پیانوی بزرگ که جنازه لش مرا نگه میدارد. چشمانی دارم وحشی و نافذ و میل شدیدی برای پرواز -امّا کجا را برای پرواز دارم آه، عزیزم! وقتی به تو زنگ میزنم هیچکس خانه نیست. یک جفت پوتین "گوهیل" دارم وریشه هایی که در حال پوسیدن است. |
I've got a little black book with my poems in.
Got a bag with a toothbrush and a comb in. When I'm a good dog, they sometimes throw me a bone in. I got elastic bands keepin my shoes on. Got those swollen hand blues. Got thirteen channels of shit on the T.V. to choose from. I've got electric light. And I've got second sight. And amazing powers of observation. And that is how I know When I try to get through On the telephone to you There'll be nobody home. I've got the obligatory Hendrix perm. And the inevitable pinhole burns All down the front of my favorite satin shirt. I've got nicotine stains on my fingers. I've got a silver spoon on a chain. I've got a grand piano to prop up my mortal remains. I've got wild staring eyes. And I've got a strong urge to fly. But I got nowhere to fly to. Ooooh, Babe when I pick up the phone There's still nobody home. I've got a pair of Gohills boots and I got fading roots. |
نیمه پنهان ماه
آذر و دی 73 بود. پادگان آموزشی هادیشهر. آنور تر از مرند و نرسیده به جلفا. روی سینه کوهی بلند. برای من که از سد کنکور رد شده بودم و قرار بود که نیمسال دوّم 74-73 وارد دانشگاه شوم خیلی سخت بود که در نتیجه قوانین احمقانه نیروی انتظامی تا آغاز ترم درسی بهمنماه باید سه ماه به سربازی روم. سربازی برایم سدّ بلندی بود که باید حداقل سه ماه تحمّلاش میکردم و اجازه نمیدادم که با آن فضای خشک و خشن وآهنین خردم کند. صبحهای خیلی زود. خیلی خیلی زود. ساعت 4 و نیم بیدارباش بود. تا دوروبر ساعت 6 باید نظافت میکردیم و صبحانه میخوردیم و به خط میشدیم تا برویم مراسم صبحگاه. آب کافی نداشتیم. بخاری نداشتیم. رادیو نداشتیم. کتاب نداشتیم. دور از تمدّن. دور از انسانیت. همه چیز فقط و فقط در جهت خرد کردن شخصیّت و انسانیّت تو بودند. تنها چیزی که برایم دم دست بود و میشد به آن آویخت، برنامه تقویم تاریخ بود که صبح از بلندگوی پادگان پخش میشد، درست وقتی که همه به خط میشدند تا رهسپار مراسم صبحگاه شویم. برنامهای که تیتراژش ترانه Time پینک فلوید بود.پینک فلوید را تازه قبل از اعزام به خدمت کشف کردهبودم. روی یک کاست دربوداغان و بیکیفیت که بعدها فهمیدم آلبوم the dark side of the moon است. تنها آلبومی که به خاطر ترانه Time آن که تیتراژ برنامه تقویمتاریخ بود میشد در زنجان پیدا کرد. در آن سرمای کشنده که باید بیحرکت میایستادم و انگشتهای پایم درون پوتین کرخت میشد، ترانه را میشنیدم که با صدای زنگ ساعتها آغاز میشد و میآمد جلو. تا وقتی که دیوید گیلمور شروع به خواندن میکرد برنامه شروع شده و ترانه قطع میشد. ولی در ذهن من گیلمور میخواند و میخواند و میخواند و میرفت جلو و من را با خود میبرد و آنوقت بود که از آن فضای مرده و خاکستری خارج میشدم و نجات پیدا میکردم. همه آن سه ماه با من بود. پینک فلوید بعد از آن هم با من بود. آلبوم های دیگرش را نیز پیدا کردم. گردنههای زیادی را به کمکش رد کردم و آمدم جلو. یکی از سختترین آنها را پاییز 78 به کمک آلبوم A Momentary Lapse of Reason رد کردم. بچّههای نشریه شیپور که با هم به اصفهان برای جشنواره نشریات دانشجویی رفته بودیم یادشان هست. حتمن یادشان هست که کلافه کردهبودمشان با هدفونهایی که همه شب و روز در گوشهایم بودند و مرا جدا کردهبودند از دنیایی که نمی توانستم درکش کنم. پینک فلوید مدتی نبود. جایش را مارکنافلر گرفته بود و فرهاد و این اواخر radiohead. با مرگ ریچاردرایت دوباره برگشت. هنوز برایم تازه و به یادماندنی. هنوز اسرارآمیز و قوی. هنوز هم آن قدر مطمئن هست که بشود با تکیه بر آن سرپا ایستاد. وقتی به ترانههای پینک فلوید گوش میکنم دنیا از آن من است و هیچ کس و هیچ چیز نمیتواند بر من غلبه کند.
| زمان را با بیملاحظگی و بیهودگی هدر میدهی
روی قطعهای از زمین شهر زادگاهت بدون هدف سرگردانی،
منتظر کسی و یا چیزی تا راه را نشانت دهد.
خسته از لمدادن زیر آفتاب، در خانه ماندهای تا باران را تماشا کنی.
جوان هستی و عمرت دراز، و امروز هم زمان زیادی داری تا تلف کنی.
و روزی خودت را درحالی مییابی که ده سال را پشت سر گذاشتهای.
کسی نگفت چه وقت بدوی، صدای تیر شروع مسابقه را نشنیدهای.
میدوی و میدوی تا به خورشید برسی،
ولی خورشید در حال غروب است،
و میچرخد تا دوباره به پشت سرت بیاید.
خورشید همان خورشید است، ولی تو پیرتر شدهای.
نفسات تنگتر و هر روزی که میگذرد به مرگ نزدیکتر میشوی.
هر سال کوتاهتر میشود و به نظر نمیرسد زمان را بیابی.
تدبیرهایی که بیحاصلاند و نیمصفحههایی که بدخط نوشتهشدهاند،
پافشاری بر یأسی خاموش راه و روش انگلیسیست.
زمان گذشت، ترانه به آخر رسید،
هر چند گویی حرفهایی بیشتر برای زدن داشتم.
خانه، بازهم خانه
دوست دارم هر وقت که میخواهم اینجا باشم.
و وقتی که خسته و یخزده به خانه باز میگردم،
گرمکردن استخوانهایم کنار آتش لذّتبخش است.
آن دورها، آنسوی کشتزارها
نوای ناقوس آهنین
فرامیخواند مؤمنین را به کرنش
تا گوش فرادهند به نجوای آرام اوراد جادویی.* | Ticking away the moments that make up a dull day
You fritter and waste the hours in an off hand way
Kicking around on a piece of ground in your home town
Waiting for someone or something to show you the way
Tired of lying in the sunshine staying home to watch the rain
You are young and life is long and there is time to kill today
And then one day you find ten years have got behind you
No one told you when to run, you missed the starting gun
And you run and you run to catch up with the sun,
but its sinking
And racing around to come up behind you again
The sun is the same in the relative way, but you're older
Shorter of breath and one day closer to death
Every year is getting shorter, never seem to find the time
Plans that either come to naught or half a page of scribbled lines
Hanging on in quiet desperation is the English way
The time is gone, the song is over,
thought Id something more to say
Home, home again
I like to be here when I can
and when I come home cold and tired
its good to warm my bones beside the fire
Far away across the field
the tolling of the iron bell
Calls the faithful to their knees
to hear the softly spoken magic spells. |
تازه وارد
Yael naim خواننده فرانسهای یهودی تبار در تاریخ 6 فوریه 1978 از والدین فرانسوی-تونسی خود به دنیا آمد. در چهارسالگی با خانواده خود به اسراییل مهاجرت کردند. در سال 2001 اولین آلبومش به نام In a Man's Womb که در لسآنجلس ضبط شدهبود به بازار آمد. در ژانویه 2008 استیو جابز با انتخاب ترانه New Soul و استفاده از آن در تبلیغات لپتاپ جدید شرکت خود، اپل، به نام MacBook Air باعث شهرت Yael naim و بالا رفتن فروش آن ترانهشد. به طوری که این ترانه به رتبه 9 بیلبورد صدتاییهای پرفروش روز جهید.
در این ترانه Yael naim به عنوان روحی که تازه وارد دنیا شدهاست، قصد تمرین تفاهم داشتن با دیگران را دارد. اگرچه به حال درمییابد که مسایل کمی سختتر از آنیست که به نظر میآیند.
I'm a new soul
I came to this strange world
Hoping I could learn a bit but how to give and take
But since I came here,
felt the joy and the fear
Finding myself making every possible mistake
La, la, la, la (21x)
La, la, la, la (21x)
See I'm a young soul in this very strange world
Hoping I could learn a bit but what is true and fake
But why all this hate? try to communicate
Finding trust and love is not always easy to make
La, la, la, la (21x)
La, la, la, la (21x)
This is a happy end
Cause you don't understand
Everything you have done
Why's everything so wrong
This is a happy end
Come and give me your hand
I'll take you far away
I'm a new soul
I came to this strange world
Hoping I could learn a bit but how to give and take
But since I came here, felt the joy and the fear
Finding myself making every possible mistake
New soul... (la, la, la, la,...)
In this very strange world...
Every possible mistake
Possible mistake
Every possible mistake
Mistakes, mistakes, mistakes...