شبها تبِ سرخ آسمان نوید برف صبحگاهی داشت. صبح زود وقتی بابا در راهرو را میبست و وارد حیاط میشد تا به سرِکار برود از صدای شنیدن قِرچ قِرچ کفِ کفشهایش میفهمیدیم که برف باریدهاست. کمی بعد دواندوان، شال و کلاه و دستکش پوشیده یا نپوشیده در حالیکه کیفمان را به دنبالمان میکشیدم به عشق برف و برفبازی میزدیم به کوچه و سعی...
۱۲ مهارت ضروری زندگی که همیشه به شما سود میدهند + معرفی کتاب
-
در دنیایی که هر روز تکنولوژیها عوض میشوند، مشاغل از بین میروند و رقابت
شدیدتر میشود، چیزی هست که هیچوقت ارزش خودش را از دست نمیدهد: مهارتهای
انسان...
۳ ساعت قبل