« ... او از لحظه هاي خجالت دختر خيلي خوشش مي آمد.كمي به دليل اينكه اين لحظه ها اورا از زناني كه پيشتر شناخته بود متمايز ميكردو كمي هم براي اينكه از قانون ناپايداري زمان با خبر بود ، و اين باعث مي شد كه شرم دوست دخترش در نظر او حتا به چيز گرانبهايي تبديل شود...»
بازي اتواستاپ -نوشته : ميلان كوندرا
خلاصه کتاب دورونتین – نوشته اسماعیل کاداره» | افسانه، تعهد و مرز میان مرگ و
وفاداری
-
در جوامعی که قانون همیشه مکتوب نیست، گاهی یک قول شفاهی از هر سند رسمی
قدرتمندتر عمل میکند. قولی که نه فقط میان دو نفر، بلکه میان نسلها،
خانوادهها و حت...
۱ ساعت قبل
0 نظر:
ارسال یک نظر