اين محسن كه الان داره با به چپ چپ به راست راست كردنش به مملكت خدمت مي كنه ، يه زماني مي گفت خيلي دوست داره كه با وبلاگ اش تو زنجان مشهور بشه.طوري كه وقتي تو سعدي وسط داره يللي تللي مي كنه همه اونو با دست نشون بدن و بگن اين همون پسره اس ها!...حالا اين جريان امروز عصربراي من اتفاق افتاد.يه دختره كه هنوز هم نميدونم منو از كجا شناخت با انگشتش منو به دوستش نشون داد و گفت :« اين همون پسره اس كه وبلاگ داره ها!!» منتها اين وبلاگ داره رو طوري گفت كه انگار من به جاي وبلاگ بواسير، سرطان حنجره ، سرطان مثانه يا حتي ميشه گفت قولنج مزمن دارم...
آدمی به یاد زنده است
-
بوی پیچ امینالدوله هم کل حیاط خانه را پر کرده بود و هم مشام او را توی
اتاقی که نسیمی هر از چندگاه، پردهاش را با صدای آرامی تکان میداد. آخرین
روزهای...
۳ ساعت قبل
0 نظر:
ارسال یک نظر