غروب بود و ; خورشيد همه جا رو نارنجي كرده بود.حافظ نشسته بود رو ايوون خونه اش تو مجتمع بهار و زل زده بود به جاده گاوازنگ و منتظر يارش بود. اون رو سر ميدون آزادگان ديد كه هن و هن كنان و در حاليكه عرق مي ريخت با دوچرخه اش نزديك مي شه.كمي بعد رسيد به مجتمع بهار. حافظ صبر كرد تا بياد بالا. يار در ايوون رو باز كرد و وارد ايوون شد.اون وقت حافظ برگشت و بهش گفت:
« دوش مي آمد و رخسار برافروخته بود......تا كجا باز دل غمزده اي سوخته بود »
دندانپزشکی دیجیتال چیست؟ معرفی تجهیزات دندانپزشکی دیجیتال
-
*خواننده عزیز! نوشته دندانپزشکی دیجیتال چیست؟ معرفی تجهیزات دندانپزشکی
دیجیتال توسط «سایت یک پزشک» منتشر شده. نشانی سایت: https://www.1pezeshk.com*
دندان...
۱۹ ساعت قبل
0 نظر:
ارسال یک نظر