اسما و رسما رفتیم هم قبیله شدیم با یه عده که دور هم جمع شدن و یه قبیله تشکیل دادن. خدا آخروعاقبت اون قبیله رو به خیر کنه...
مثل : يه زماني گروچو ماركس رو به اتهام داشتن افكار كمونيستي به دادگاه احضار مي كنن و ازش مي پرسن :« به ما گفتن كه شما عضو حزب كمونيست هستيد».اون هم جواب میده :« نه نيستم». اينها هم مي گن :« ثابت كن ». اون هم مي گه : « هيچ دوست ندارم عضو حزبي باشم كه من رو به عنوان يه عضو قبول كنه » . حالا اين موضوع هيچ ربطي به عضويت ما تو اون قبيله نداره.چرا ؟ خوب من قبيله اي رو كه منو به عضويت خودش قبول كرده دوست دارم.
خبر:مثل اينكه محسن هم برگشته.چه زود اين دو ماه گذشت؟ حالا اگه از خود محسن بپرسي مي گه دوماه نبود لامصب ، دوسال بود.....
بعد از تحرير :توروبه خدا نگيد كه گروچوماركس رو نمي شناسيد.اون وقت مجبورم كلي لينك و مطلب در موردش پيدا كنم و براتون توضيح بدم. راستي مي تونيد بريد از پيمان بپرسيد.اون بهتر مي شناسه.
آیا واقعا در طی دو سه دهه آینده ما به رویای تولید انرژی با همجوشی هسته ای
fusion میرسیم؟!
-
رؤیای دستیابی به منبع انرژی بیپایان و پاک، دههها است که ذهن دانشمندان را
به خود مشغول کرده است. همجوشی هستهای (Nuclear Fusion) یا همان فرآیندی که
در ق...
۱ روز قبل
0 نظر:
ارسال یک نظر