مکش

0 نظر
عادت دارم وقتی بیدار شدم شرح خواب‌هایی را که به یادم مانده‌است در جایی بنویسم. زمانی به این خواب‌ها به عنوان این‌که هشداری هستند از آن‌چه ممکن است در آینده اتّفاق بیافتند و یا شاید در حال وقوع هستند نگاه می‌کردم. ولی حالا که آن‌ها را می‌خوانم احساس می‌کنم بیشتر  آنها  بازتابی هستند از ترس‌ها و شادی‌ها و امید‌هایی که داشته و دارم....
» ادامه مطلب

چاقودرپُشت

1 نظر
سال‌هاست که چاقوی بزرگی در پشتم فرو رفته‌است. تا دسته فرو رفته و تیغه تیز و بلندش از درونم گذشته و به دیواره سینه‌ام ایستاده‌است. می‌توانم نوک تیزش را زیر پوست سینه‌ام حس کنم که سعی می‌کند بیشتر بخراشد و بدرد و پاره کند. بعضی روزها که کم‌تر غذا می‌خورم و فعّالیّت بدنی‌ام هم زیاد می‌شود و کمی وزن کم می‌کنم می‌توانم نوک تیز و زنگ‌زده‌اش را...
» ادامه مطلب

دوش

0 نظر
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند و در رفتند....
» ادامه مطلب

مثل بیابونی که دل‌تنگ بارونه

1 نظر
معرفی گروه:Everything but the Girl گروه دو نفره انگلیسی است که در سال 1982 تشکیل شد. اعضای گروه عبارتند از Tracey Thorn خواننده و    گیتارنوازگروه و  Ben watt گیتارنواز و کیبوردنواز و خواننده همراه که هر دو متولد سال 1962 هستند. دردانشگاه با هم آشنا شدند و الان هم با هم زندگی می‌کنند. به شدت نسبت به رابطه خودشون حسّاس...
» ادامه مطلب

تولدتون مبارک آقای لنون

1 نظر
جناب آقای administrator آسمانخواهشمندیم از طرف ما هفتادمین سالروز تولد آقای جان لنون رو بهشون تبریک بگید و از طرف ما کلّی پای ترانه‌هایی که بعد از مرگ تو بهشت خوندند و ما هنوز نشنیدیم لایک بزنید و اگر امکان داشته‌باشه به حرمت ترانه‌هایی که تو این دنیا خوندند و خیلی‌ها رو از غلطیدن در اون گودال عمیق رهانیدند، ایشون رو بیامرزید.با تشکربنده...
» ادامه مطلب

آن ‌روزها وقتی که بچّه بودم*

0 نظر
چارلز آزناور خواننده، هنرپیشه و آهنگساز ارمنی الاصل فرانسوی در سال 1924 در پاریس به دنیا آمد. کلّی ترانه به زبان‌های فرانسوی و انگلیسی خوانده و یکی از محبوب‌ترین خواننده‌های فرانسوی دنیاست. در بیش از 60 فیلم بازی کرده که یکی از معروف‌ترین اونها "به پیانیست شلیک نکنید " ساخته استاد فرانسوا تروفو ست. آزناور عزیز به رغم سنّ بالایی که داره هنوز...
» ادامه مطلب

مرد معلق

0 نظر
“در گذشته زمانی که برای خود آپارتمانی داشتیم مدام می‌خواندم. در حقیقت یک ریز کتاب‌های جدید را سریع تر از آن که بتوانم بخوانم می‌خریدم. چون تا زمانی که مرا احاطه کرده‌بودند وسعت زندگیم را تضمین می‌کردند و بسیار باارزش‌تر و ضروری‌تر از زندگی روزمره‌ای بود که مجبور به ادامه آن بودم. چنان‌چه دایمن حفظ  این زندگیِ برتر غیرممکن می‌نمود،...
» ادامه مطلب

سری که به سنگ خورد

0 نظر
خب. alimali برداشته یه عکس فرستاده برام که به نظر می‌رسه معنا و مفهوم اون اینه که، همون‌طور که من می‌خواستم، سرش به سنگ خورده و نادم و پشیمون شده. البته همون‌طور که شما هم می‌دونید هوش مصنوعی یه وبلاگ اون قدر پیشرفته نیست که بتونه از روی یه عکس چهره صاحابش رو تشخیص بده و من هم شک دارم که این عکس عکس خود alimali باشه. ولی نظر به حسن نیّتی...
» ادامه مطلب

روز جهانی وبلاگی

2 نظر
می‌دونم که اون‌جاییخب. از اون‌جایی که امروز روز جهانی وبلاگ بود دل این‌جانب یعنی ”وبلاگ می‌دونم که اون‌جایی” به رحم اومده و ،به اندازه انتشار یک پست، محدودیّت ارسال مطلب توسط alimali رو حذف کردم. از این لحظه تا یک ساعت بعد اجازه داره به اندازه یک مطلب تو این بازی شرکت کنه. از همین جا باز هم اعلام می‌کنم پیغام و پسغام و پادرمیانی و دست‌در‌‌میانی...
» ادامه مطلب

شما هم شاهد باشید

1 نظر
خب. واقعن خسته‌ام کرده. ناامید شدم از دستش. من رو  پیش شما هم شرمنده‌کرده. پیش خودم گفتم بهتره این موضوع رو با خودش در میان بزارم. منتها خیلی شخصی و محرمانه. خیلی آروم نشست و به حرف‌هام گوش کرد. یه جورایی باهام موافق بود. اون هم دلایل خودش رو داشت که بیشتر به نظر می‌رسید داره خودش رو توجیه می‌کنه. قول داد جبران کنه. قول داد بیشتر بهم توجّه کنه و بهم برسه. و همون طور هم شد. من هم راضی بودم. یه مدتی خوب گذشت. ولی نمی‌دونم چی...
» ادامه مطلب

خواهم تو شوی محبوب دلم (2)

1 نظر
خب. همین‌ طور هم که اینجا گفته‌بودم پیش خودم قرارگذاشته‌بودم به مطالعه دوازده جلد کتاب داستانی که در سال 87 چاپ شده‌بودند، و من در کتابخانه‌ام داشتم، و نوشتن چندخط در معرفی‌شان و در آخر هم انتخاب سه اثر از بین آن‌ها و اعلام این سه اثر در وبلاگم. شروع کرده‌بودم به مطالعه  و یادداشت‌ برداشتن که شوربختانه به دنبال بیماری هولناکی! که یقه‌ام...
» ادامه مطلب

مجلس یادبود

0 نظر
اخطار: خطر لو رفتن داستان لاست به مناسبت درگذشت جان‌سوز مرحوم مغفور "سعید جراح" که عمری را صادقانه در راه شکنجه ملّت، ‌تعمیر انواع بی‌سیم و تاکی‌واکی، تیزبازی،  خنثی‌کردن انواع بمب‌های هیدروژنی و دینامیت، آدم کشی در زمین‌های گلف و ... سپری کرده بود مجلس ختمی در محل تکیه عراقی‌های مقیم جزیره واقع در ایستگاه هیدرا برگزار خواهدشد. ضمنن...
» ادامه مطلب

خواهم تو شوی محبوب‌ دلم

0 نظر
خب. قبل از این‌که خوابگرد تو وبلاگش فراخوانی بده در مورد انتخاب محبوب‌ترین کتاب داستانی وبلاگ‌نویسان ایران، من برای خودم برنامه‌ای ریخته‌بودم که از روی  حساب‌کتاب و نظم و با هدف و این حرف‌ها مطالعه کنم. قرار بود از داستان کوتاه شروع کنم و هر چی مجموعه داستان کوتاه از نویسندگان غیرایرانی دارم بخونم و بعد برم سراغ هاروکی موراکامی، ‌جومپا...
» ادامه مطلب

ترّنم موزون

0 نظر
«…دلم گرفته، دلم عجیب گرفته، و هیچ چیز، نه اين دقايق خوشبو، كه روی شاخه نارنج می‌شود خاموش، نه اين صداقت حرفی، كه در سكوت میان دو برگ اين گل شب بوست، نه، هيچ چيزمرا از هجوم خالی اطراف نمی‌رهاند. و فكر می‌كنم كه این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد.» سهراب سپهری لینک عکس...
» ادامه مطلب

درخاست‌نامه

0 نظر
  جناب آقای خدا قربونتون برم با سلام با کمال اهترام باید به عرض برسانم که شوربختانه امروز صبح  وقتی که به دنبال صدای گوش‌خراش آژیر دزدگیر ماشین همسایه هراسان از خواب پریدم و روی تختم نشستم فرشته محترمی كه بر روی دوش راست اینجانب نشسته و مشغول سَبت كارهای نیك اینجانب بودند (آن‌طور كه جنابعالی مستحظرید تعداد آنها هم كم...
» ادامه مطلب

نمایشگاه گروهی پوستر در زنجان

0 نظر
  زمان:4 لغایت 9 اردی‌بهشت نشاط فرّخی،‌سارا بهراملوئیان،‌صبا مرتضوی مکان: فرهنگ‌سرای امام خمینی. گالری هنر (بازدید از ساعت 16 تا 19 بعدازظهر) ...
» ادامه مطلب

خواب مي بينم، پس هستم

0 نظر
  لینک عکس تو یه سالن نیمه‌تاریك و خفه بودم كه من رو به یاد سالن آمفی‌تاتر دبیرستان شریعتی می‌انداخت. یادم نمی‌اومد چطور و كی اومده بودم اونجا. احساس می‌كردم هوای بیرون باید خیلی سرد باشه. چون شیشه‌ها بخار كرده‌بودن و مثل این‌كه داشت برف می‌بارید. دوروبری‌های من همه غریبه‌هایی بودن. اون‌جور که کِرْوکِر با هم می‌خندیدن و شوخی می‌کردند...
» ادامه مطلب

مرّیخی بدبخت من

0 نظر
يه سفينه كنار اتوبان زنجان – قزوين (مابين سلطانيه و صايين قلعه) فروداضطراری كرده بود. يک موجود بيگانه قد بلند مؤنث يه گالن خالي برای حمل اورانيم 238 گرفته بود دستش و برای هر ماشينی كه از كنارش رد می‌شد دست تكون می‌داد. هیچ کس نگه‌نداشت. ما هم نگه ‌نداشتیم. چون هیچ‌کس اورانیم 238  نداشت. پست‌های کمی تا قسمتی مرتبط می‌دونم که اونجایی: مثبت؟ آموزش آشپزي- پيشنهاد بي شرمانه روزنامه همشهري ورطه >> راهنمای نوشتن در بلاگستان...
» ادامه مطلب

مهاجمان

1 نظر
سفینه‌های بی‌شمار مهاجمان همانند پرده‌ای آهنین آسمان را پوشانده‌بودند. آفتاب کم‌رمق پاییزی به سختی از لابه‌لای سفینه‌ها می‌گذشت و به روی جمعیتی که در دشت جمع شده‌بودند می‌تابید. دشتی وسیع که ده روز پیش، قبل از آخرین حمله لیزری سفینه‌ها، شهر بزرگی بود. شهری بزرگ که نمونه‌ای کوچک بود از همه شهرهایی که بر روی زمین یافت می‌شدند. شهری شامل ...
» ادامه مطلب

مثبت؟

0 نظر
اين گفتگو رو  تو  تاكسي شنيدم: اوْلی: رفتم كمي پول خرج كردم، كمي چونه زدم حل شد. قبول كردن كه برم جنس‌هام رو بگيرم ازشون (منظور جنس قاچاق. در اينجا: پارچه قاچاق) و جریمه هم ندم روی هم رفته جوابشون مثبت بود. دوْمي: حالا اين مثبت بودن خوبه يا بده؟ اوْلي: منظورت چيه خوبه يا بده. مثبت بود ديگه! دوْمي: آخه من يه بار...
» ادامه مطلب

دل‌تنگی‌ها

3 نظر
میشل استروگف یکی ازپرطرفدارترین سریال‌های تلویزیون در اوایل انقلاب بود. این مینی‌سریال محصول 1976در هفت قسمت  بر اساس رمانی به همین نام، نوشته ژول ورن، در  آلمان‌غربی تولید شده‌بود. یکی از دلایل استقبال فوق‌العاده‌ای که از این سریال شد موسیقی متن زیبای آن بود که ولادیمیر کوزما، ‌آهنگ‌ساز رومانیای، تولید آن را بر عهده داشت. بعدازانقلاب،...
» ادامه مطلب

لحظه‌ها

2 نظر
این‌ لیست شامل فیلم‌های محصول دهه 2000 تا 2010 است. فیلم‌هایی که در آن سال‌ها دیده‌ام و تبدیل شده‌اند به قسمتی از خاطره و یاد آن دهه. ممکن است بین آن‌ها فیلم شاخص و مهمّی نباشد،‌ ممکن است عدّه‌ای از بعضی از فیلم‌های این لیست خوش‌شان نیاید و حتّی بعضی‌ها با دیدن بعضی از آن‌ها چهره در هم کنند و رو برگردانند. ولی این‌ها برای من سوسویی بودند...
» ادامه مطلب

ایلیا، وقتی که دوساله شد

2 نظر
...
» ادامه مطلب

اوّلین تابلو-شخصیت‌هایی که دوست‌شون داریم

0 نظر
اولین تابلویی که ایلیا کشید. یه‌ خورده! هم من کمکش کردم. اسمش رو هم گذاشتیم “شخصیت‌هایی که دوست‌شون داری...
» ادامه مطلب

تونل

2 نظر
  وقتی زندان‌بانان  تونل مخفی را که از وسط آسایشگاه زنان سر در می‌آورد پیدا کردند علّت باردارشدن‌های ناگهانی زندانیان زن در چندوقت اخیر مشخص شد. زندان‌بانان مرد تبرئه شدند و رییس زندان دستور داد زندان کوچکی برای نوزادان بین آسایشگاه زنان و آسایشگاه مردان احداث شود....
» ادامه مطلب